ای تير غمت را دل

ای تير غمت را دل
ای تير غمت را دل عشاق نشانه
خلقی به تو مشغول و تو غايب ز ميانه
گه معتكف ديرم و گه ساآن مسجد
يعنی آه تو را می طلبم خانه به خانه
هر آس به زبانی سخن عشق تو راند
عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه
افسون دل افسانه ی عشق است دگر نه
باقی به جمالت آه فسون است و فسانه
تقصير خيالی به اميد آرم توست
باری چو گنه را به از اين نيست بهانه
شاعر: شیخ بهائی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.