ای بيخبر از درد من

ای بيخبر از درد من
ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
ديدی چو رنگ زرد من، ما را رها کردی و رفتی
عشق مرا نشناختی، با ديگران پرداختی
ما را پريشان ساختی، دل باختی دل باختی
روزم سياه کردی و رفتی
بيتو به تنها ساختم، با رنج شبها ساختم
با چشم دريا ساختم، يعنی سراپا ساختم
تو ترک ما کردی و رفتی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.