ای بــا عــدوی مـا گــذرنـده ز کــوی مـا – منوچهری دامغانی

ای بــا عــدوی مـا گــذرنـده ز کــوی مـا
ای مــاهــروی شــرم نــداری ز روی مــا؟
نـامـم نهاده بـودی بـدخـوی جـنـگـجـوی
بـا هر کسی همی گله کردی ز خـوی ما
جـسـتـی و یـافـتـی دگـری بـر مـراد دل
رسـتـی ز خـوی ناخـوش و از گفتـگوی ما
اکنون به جوی اوست روان آب عاشقی
آن روز شـد که آب گذشـتـی بـه جـوی ما
گـویـنـد سـردتـر بــود آب از سـبــوی نـو
گر مسـت آب ما که کهن شد سـبـوی ما
اکـنون یکی بـه کـام دل خـویش یافـتـی
چندین به خیر خیر چه گردی به کوی ما؟

Hits: 0

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.