این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود – مولانا جلال الدین محمد بلخی

این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود
بی هوسی مکن ببین کز هوسی چه می‌شود
دزد دلم به هر شبی در هوس شکرلبی
در سر کوی شب روان از عسسی چه می‌شود
هیچ دلی نشان دهد هیچ کسی گمان برد
کاین دل من ز آتش عشق کسی چه می‌شود
آن شکر چو برف او وان عسل شگرف او
از سر لطف و نازکی از مگسی چه می‌شود
عشق تو صاف و ساده‌ای بحر صفت گشاده‌ای
چونک در آن همی‌فتد خار و خسی چه می‌شود
از تبریز شمس دین دست دراز می‌کند
سوی دل و دل من از دسترسی چه می‌شود
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.