او بانو بانو جانا

او بانو بانو جانا
او بانو بانو جانا، او شهر بانو جانا
دل مرا بسته يی، به تار گيسو جانا
دل مرا برده يی، به چشم و ابرو جانا
لبت شهد شکر نوشيده خاتون، فيروزه بانو حانا
نگاهت رخت شب پوشيده خاتون، فيروزه بانو جانا
درون ساغر جام لبانت، فيروزه بانو جانا
شراب بوسه ات چوشيده خاتون، فيروزه بانو جانا
پری گفته صدايت ميکنم من، فيروزه بانو جانا
سرم را خاک راهت ميکنم من، فيروزه بانو جانا
کنی گر يک نگاه بسويم ای جان، فيروزه بانو جانا
دل خود را فدايت ميکنم من، فيروزه بانو جانا
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.