افسرده سید همایون شاه عالمی

افسرده
با زآ گل شاداب که پژمرده ام امروز
یک لحظه زیاد تو نه آسوده ام امروز
از تلخی ءهجران لب پر عسل تو
خون دل بیتاب بسی خورده ام امروز
از آن دهن تنگ بگو حرف چو شهدی
گوش ِ دل ِ خود سوی لبت برده ام امروز
گر قصه کنم از جگر پر شرر خویش
چیزی نشنیدی که من دیده ام امروز
شد منزل مقصود فقط دیدن حسنت
راه خم و پیچ است که پیموده ام امروز
هر قطره ء از اشک فرو ریخت ز مژگان
با نام تو نقش است که آلوده ام امروز
خاک ِ قدم ِ راه ِ ترا سرمه بگفتم
با ناوک مژگان خودم سوده ام امروز
هجران پر از طفل بسنگم زند آری
در اوج گریبان جنون بوده ام امروز
طوفانی ز درد است مرا لذت جانم
تیری نگه شوخ ببین خورده امروز
میمون و ( همایون ) بتو عشق چو مجنون
صد شکر که عشق است و نه فر سوده ام امروز
21 جولای 2008 م
کابل، افغانستان

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.