اصول عزت و ذلت – ملا عبدالواحد واعظی

اصول عزت و ذلت

به شوق این طبیعت از همان آغاز میرقصم
گلی مسند نشین دیدم که چون گلبازمیرقصم

بهار آرزویم را همی جویم ز هر فصلی
نوید از هر یکی آمد به آن پرداز میرقصم

غریق نقره خامی های آبنوس بلاکیشم
به نور هر یکی استاره ئ مهناز میرقصم

چه سازم چاره این درد بیدرمان هفت رنگی
به وفق این زمانه من بچندین ساز میرقصم

ز دست هرکس ناکس دلم خون میچکد هردم
اگر هرچند به رویم خورده باشم باز میرقصم

نفیر هر یکی خیزد صدایش گر خشین باشد
نمیدانم چرا امروز ؟ به هر آواز میرقصم

اصول عزت و ذلت گزاشتم در حریم دل
چکامه گویم و در وصف آن شهناز میرقصم

مرا بگرفت آن سیما و آن پیشانی بازش
ازان تمکین به یک پیشانی باصدنازمیرقصم

فصیحان معترف عجز وگویاسخت حیرانند
شراب عشق نوشیدم که در اعجاز میرقصم

به هرجا پا گزارم عشق سراغم میکند هردم
گلی از گلبن شوقم به آن انداز میرقصم

چو شبنم اختیارم را سپردم بردل مهرش
پروبالم شدی واعظ که در پرواز میرقصم

Hits: 2

:: ADVERTISEMENTS ::

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these <abbr title="HyperText Markup Language">HTML</abbr> tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.