اشک خوشی – ملا عبدالواحد واعظی

اشک خوشی

اینچه اسراریست یارب خفته دردنیای ناز
غرق باشد عالمی در قالب دریای ناز

گلعذاران جان هر یک را به نازی میخرند
مثل من صدها فتاده اندرین غوغای ناز

نرگس مست و خرامان رفتن هر گلبدن
همچو شبنم مینشیند بر سر و سیمای ناز

چشم زیبا جلوه ئ دیدار هر شیرین لبی
دور از دست هوس باد گنج کم پیدای ناز

وه چه زیبا آفرید آن خالق زیبا پسند
تا به یک دیدن شدم آشفته و شیدای ناز

حاصل عمرم نگردید در بهار زندگی
وقت پیری شدگزاشتم پابه این صحرای ناز

فرصتی شد مشتری گشتم به دوکان فراق
تا به اقبالش رسد هردم مرا سودای ناز

سالها در خلوت دل باده ئ نابم نبود
شکر لله تا رسید دستم به آن مینای ناز

دوش ، شهنازم نوید مطلع نورش بداد
انتظاری میکشم تا کی رسد فردای ناز

اشک خوشی طبل شادی را نثار مقدمش
حاضرم تا جان خود سازم فدای پای ناز

واعظا ناز گونه ها باشد نظام این جهان
نازنین در هرکجا باشد جهان آرای ناز

Hits: 2

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.