استاد ازل – ملا عبدالواحد واعظی

استاد ازل

از فراقت جسم و جانم ربی ارنی میزند
مفصل هر استخوانم ربی ارنی میزند

منکه از هستی ندانم آنسوی هستی که چیست
از همین خاطر گمانم ربی ارنی میزند

هرکسی از واپسین نالد من از روز نخست
این دو چشم مهربانم ربی ارنی میزند

خود نمیدانم قدم از اوج هستی شد فزون
ذره خاکی ناتوانم ربی ارنی میزند

جستجوی من که بگذشت ازمکان تالامکان
در بساط کهکشانم ربی ارنی میزند

همچومیرقافله رفتم به آن دشت حضور
نی نوای کاروانم ربی ارنی میزند

آرزوهایم دویده تا به اقصای فلک
کوکب هفت آسمانم ربی ارنی میزند

از سر شوق و کرم اندر بلندای بلند
در چنین فرصت زبانم ربی ارنی میزند

محو دیدارجمال او زخود بیخود شدم
پیکر و نام و نشانم ربی ارنی میزند

بیقراری میکنم چون نقش آن دارم بدل
کانچنین روح وروانم ربی ارنی میزند

واعظ خود را بدیدم نزد استاد ازل
از برای امتحانم ربی ارنی میزند

Hits: 3

:: ADVERTISEMENTS ::

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these <abbr title="HyperText Markup Language">HTML</abbr> tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.