از کینه هیچ‌کس گر هم بر جبین ندید – قدسی مشهدی

از کینه هیچ‌کس گر هم بر جبین ندید
کس بر جبین آینه از خشم چین ندید
از بس به سر زدم ز فراقت جدا جدا
از دست، سر چه دید که از آستین ندید
زین خاکدان هزار سلیمان شد و ز پی
کس نقش پای مورچه‌ای بر زمین ندید
این راه پرخطر به چه امید می‌رود
روی تو هرکه در نفس واپسین ندید
کی کم شود ز سیلی کس، تازه رویی‌ام؟
صد خشم کرد خصم و مرا خشمگین ندید
قدسی ز هر دو، ملت عشق اختیار کرد
بیچاره هیچ ذوق چو در کفر و دین ندید
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.