از سفر خوش آمدی

از سفر خوش آمدی
قلم آرزو به لوح بلند
نقش ديگر به يادگار کشيد
دل من مرده بود از غم تو
بس که يک عمر انتظار کشيد
از سفر خوش آمدی
از سفر خوش آمدی
تو که رفتی و ترک من کردي
با چه پايی به ديدنت آيم
ای که با ديگران هم آغوشی
بی تو من سالهاست تنهايم
از سفر خوش آمدی
از سفر خوش آمدی
بکوشش: احمد فهیم هنرور
استانبول، ترکیه
2002-2003
:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.