از ره به خواهش دل شیدا چه می‌روی – قدسی مشهدی

از ره به خواهش دل شیدا چه می‌روی
گر عاشقی، به کوی تمنا چه می‌روی
در گل گرفته‌ام در و بام ترا ز اشک
دیگر به باغ، بهر تماشا چه می‌روی
بی بوی پیرهن مبر از گریه نور چشم
چون باد شرطه نیست، به دریا چه می‌روی
خواهد کشید پرده ز رخ، گل به وقت خویش
ای باد صبحدم، به تقاضا چه می‌روی
یوسف نه‌ای تو، طاقت زندانت از کجاست
بی پرده پیش چشم زلیخا چه می‌روی
دامن گرفتن تو چنان آیدم، که کس
پرسد ز آفتاب که تنها چه می‌روی
کمتر ز لاله‌ای نتوان بود در جهان
بی داغ دل، به دامن صحرا چه می‌روی
عالم ز تو خراب شد ای اشک پرده‌در
بس کن، پی برهنه به یغما چه می‌روی
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.