ادب آموز شهناز – ملا عبدالواحد واعظی

ادب آموز شهناز

گل خوشبوی عطرآگین به هر گلزار می زیبد
سخن سنجیده را دایم شکر گفتار می زیبد

اگر چه منعم و شاهی و گر در بستر فقری
سحرخیزی به هر چشمی شودبیدار می زیبد

به این دار بلا اکنون ادب آموز شهنازم
به این ساده دل عاجزچنین غمخوار می زیبد

قلندر وار به هر جای اگر من صحبتی دارم
نوای عشق جانسوزش به هر بازار می زیبد

بیا از دیده ئ عاشق جمال با صفایش بین
تماشای گل رویش به هر دیدار می زیبد

کنار ساحل نازش نشسته گوهر افشانم
فروش گوهر چشمم به آن سردار می زیبد

خیال راحتی دارم که در کوی او بنشینم
خریداران عزت را همین دربار می زیبد

تماشای حضور او به قلب دیده جا دارد
همان خال بر رویش چه خوب بسیار می زیبد

معطر شیشه ئ عمرم که درقلب اوپنهان است
فنا و هم بقای من به دست یار می زیبد

به موج دیده گر دل را ربوده از تنت واعظ
چنین پیرایه و تمکین به آن دلدار می زیبد

Hits: 3

:: ADVERTISEMENTS ::

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these <abbr title="HyperText Markup Language">HTML</abbr> tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.