اثر هستی سید همایون شاه عالمی

اثر هستی
یارب منما دور مرا از نظر ِ خویش
این دل به گداز است بسی از شرر خویش
مستی و طرب شور دگر برده به گردون
در بی خودی غرقیم ندانیم سر ِ خویش
تا ناله برون آمده از سوز به سودا
بگذاشته این چشم ز اشکی اثر ِ خویش
اظهار ِ ندامت نتوان کرد درین حال
چون کوه ِ ملامت بکشیدیم بر ِ خویش
تا سلسله ی وعده ی دیدار شنیدیم
از نفس به یکباره گی بستیم در ِ خویش
گر راز و رموز است به دانشکده ی یار
آهسته شنیدیم به این گوش کر ِ خویش
گر محو نشان گشت ز گمنامی ما بود
در چرخ چه جوییم حصول ِ ثمر ِ خویش
از ریزش باران عرق نان کشیدیم
محنت همه بستیم به دور ِ کمر ِ خویش
در اوج ِ تحیر به امید است ( همایون)
از نام تو اندر دهن آرد شکر خویش
جولای 2004م
غزنی، افغانستان

Hits: 2

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.