آنکه ناید بدلش رحم ز بیماری دل – وحدت کرمانشاهی

آنکه ناید بدلش رحم ز بیماری دل
کی بیاد آیدش از حال گرفتاری دل
بسکه دل بر سر دل ریخته ای دل برهش
که ترا نیست دگر راه ز بسیاری دل
غیر عناب لب و نار رخ و سیب زنخ
نکند هیچ علاج دل و بیماری دل
دل ز بیداد تو خون گشت و بکس عرضه نکرد
آن جفای تو و آن رحم و وفاداری دل
دیده را زانسبب ای دل که بجان دارم دوست
بود آیا که شب هجر کند یاری دل
دل ندیدم مگر اندر سر زلفین نگار
رو بهرجا که نمودم ز طلبکاری دل
وحدتا بسکه کند مویه و زاری دل زار
مردمان را همه زارست دل از زاری دل
وحدت کرمانشاهی

Hits: 3

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.