آفت دوران سید همایون شاه عالمی

آفت دوران
قدح ِ مستی در آن لعل ِ بدخشان ِ تو بود
عنبر و مشک درآن زلف پریشان تو بود
سرو ِ کابل ز قد ِ سرو تو گر ماند خجل
لاله ی سرخ مزاری لب خندان تو بود
کند هاری است انار ِ لب سرخ تو صنم
موج دریای چو هیرمند به چشمان تو بود
خنده هایت همگی مظهر آئینه ی دل
کفر زلفت به رخ ِ پاک ِ ز ایمان تو بود
حسن یوسف اگر آوازه به دنیا گشته
هر کجا یوسفی دیدیم که حیران تو بود
گاهی از عشق سخن گفتمت و خندیدی
گویی شرمیدن تو سخت نگهبان تو بود
به تعجب که نمودی سر ِ ابروی بلند
صد بلا آمده از آفت ِ دوران ِ تو بود
عذر کردیم اگر یار شوی از سر لطف
دل ما محو درآن نر گس ِ مستان تو بود
به تمسخر زدی لبخند و گذشتی از ما
دانی امید ِ جهانم گل ِ بستان ِ تو بود
رفتی و باز (همایون) شده افسرده و زار
مست ِعطر ختن ِ سلسله جنبان تو بود
14 نوامبر 2008م
وزیر اکبر خان مینه – کابل، افغانستان
سید همایون شاه عالمی

:: ADVERTISEMENTS ::
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.