آفتاب اوج فلک – ملا عبدالواحد واعظی

آفتاب اوج فلک

نوبت رسید زخانه ئ خمار میروم
دامن کشان ز گنبد دوار میروم

باور بکن ز جبر بلا کیش روزگار
در آستان حضرت ابرار میروم

دل بسته اند هر یکی بر دار زندگی
من ناگزیر نوحه ئ اغیار میروم

افسرده شد خاطرم زین دار پر بلا
باقلب زار و دیده ئ خونبار میروم

دیگر نمی کشم ستم وجور این فلک
عنقا صفت ز چشم تو انگار میروم

زین عالم خیال روم عالمی دیگر
بی سر شدم بخدمت سردار میروم

پیک وصال دلبر دلدار چون رسد
بی خود شده بگونه ئ سرشارمیروم

چون آفتاب اوج فلک در مدار خود
سجده کنان به دیدن دلدار میروم

هفت رنگ شده آئینه آبی روزگار
قوس قذح به سایه ئ مدرار میروم

بالا بودم که حالا به بالا زدم قدم
بیرون شده ز پرده ئ اسرار میروم

مرغان پریدهر یکی برشاخسار عشق
واعظ ببین ز گلشن و گلزار میروم

Hits: 4

:: ADVERTISEMENTS ::

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these <abbr title="HyperText Markup Language">HTML</abbr> tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.