آب در دیده پیمانه می می آید – صائب تبریزی

آب در دیده پیمانه می می آید
این چه شورست که از کوچه نی می آید
نفس عیسوی از سینه خم می جوشد
بوی روح از لب پیمانه می می آید
اشک را موی کشان تا سر مژگان آورد
کار سنگ یده از ناله نی می آید
سنگ در دامن اطفال به رقص آمده است
می توان یافت که دیوانه به حی می آید
طمع همت ازین شهرنشینان غلط است
این نسیمی است که از جانب طی می آید
من که باشم که ز رفتار تو از جا نروم؟
که ترا آهوی رم کرده ز پی می آید
که به دامان گلستان لب میگون مالید؟
کز لب غنچه گل نکهت می می آید
آنچه می آید از افکار تو بر دل صائب
از می ناب کجا آید و کی می آید؟
:: ADVERTISEMENTS ::

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

shares